PostHeaderIcon مهمانی به صرف اب بازی

Share

PostHeaderIcon سال نو مبارک

شیراز 90

اسفند 89لباس محلی

نوروز 90 مبارک 

امسال هانا به عمو نوروز گفته عیدی خونه مزرعه ای می خواد و اسباب بازی. اونم براش اورده. بعد رفته مسافرت شیراز که کلی بهش خوش گذشته و می خواسته بر نگرده .آخر تعطیلات تا سیزده به در رفته امان آباد، مزرعه که تراکتورسواری کرده و با سگها بدون هیچ ترسی بازی کرده و دویده و…. حسابی خوش گذشته اخرشم نمی خواسته برگرده

از 15 فروردین هم هانا شروع کرده آروم آروم به مهد کودک رفتن تا حسابی عادت کنه و خودش بره

Share

PostHeaderIcon تولد سه سالگی

کیک تولدتولد

 

 

هانا بانو سه ساله شده و به قوله خودش دیگه بزرگ شده

از تمام کادوهاش لذت برده دوچرخه النگو هواپیما قطار شن بازی اشپزخانه بال فرشته

فرداشم تولد پسر عمو دامون 1ساله بوده که باز به هانا خوش گذشت

 

Share

PostHeaderIcon بعد از این غیبت طولانی

هانا با کفشای پولینگ پولینگ

هانا بانو کلی بزرگ شده اینم شاهدش

بابا حامد: مامان شهلا و خاله پریسا و عمو محسن چرا تو کامپیوترن؟

هانا : اخه رفتن امریکا

بابا حامد : پس کامپیوتر مثل تلفنه

هانا: نه تو تلفن می نویسن تو کامپیوتر می بینن 

Share

PostHeaderIcon doross shod

:D

Share

PostHeaderIcon doros sho dige

doros sho dige

Share

PostHeaderIcon محاکمه

شب یلداهانا بانو درجنگل تو بیدارییه شب قبل تولداولین تخم مرغ رنگی های هانا برای عید 

خیلی وقته سایت هانا بانو دست نخورده.  پدر حامد خیلی تنبل شده.

-آخه بابا حامد حداقل یه عکس از سفر شمال ،تولد 2 سالگی ، تولد دامون خان،چهار شنبه سوری ، نوروز … بالاخره حداقل یه چیزی می ذاشتی دیگه!فکر نمی کنی 6 ماه یه کم از یه کم بیشتر باشه.

- اووووووم …. چی بگم. یادمم نمی یاد اون موقع چی کار داشتم.

- بالاخره هر چی هم که کار داشتی میتونستی اون لابه لا چهار تا یه ربع گیر بیاری که.

- بله حق با شماست دختر گلم. دفاعی ندارم. اشد مجازات رو هم قبول دارم.

- خوب حالا خوبه مامان  پانی دفترش به روز بوده و همه چی رو برام نوشته .

- این از مجازات من کم می کنه ؟

- شاید.

.

.

.

 کی میدونه که هانا بانو بعدش چی کار میکنه. دلخوره؟ یا اینکه …

Share

PostHeaderIcon اولین برف بازی

اولین برف بازی- دیزین-7 آذر 1388 

زمستون دو سال پیش روزی که هانا بانو به دنیا آمد آسمون پر از نور خورشید بود و زمین پر از سفیدی برف . روز اول هانا برف رو دید . سال قبل هانا برف رو فهمید و امسال روز هفتم آذر هانا از دویدن روی برف ها لذت برد و اولین برف بازی رو تجربه کرد.

Share

PostHeaderIcon هانا بانو در ینگه دنیا

Vegas-M&M storeهانا بانو در پارک Yerba Buenaهانا بانو در اکتشاف خانه (Exploratorium) سانفرانسیسکوهانا بانو در Beverly hillsهانا بانو در استخر

هانا بانو در ساحل مانهاتان-LADisneylandهانا بانو در عروسی پریس و علیvegas-cesar palace

Vegas-Hotel Paris-Painting on KENO

Share

PostHeaderIcon

7-7-2009_b.jpg7-7-2009_a.jpg

یه دختر داریم شاه نداره!

حالا دیگه هانا بانو بلد شده شعر بخونه . تاب تاب عباسی…. ، یه دختر داریم شاه نداره …. و چه دختری چه چیزی….

Share

PostHeaderIcon

img_6748a.jpgpicture-157.jpgimg_6773.JPGimg_6731.JPG  

picture-187.jpgpicture-179.jpg

    img_6877.JPGimg_6902.JPGimg_6895.JPGimg_6945.JPG

تولد عید شما مبارک!

اونایی که برنامه کلاه قرمزی را دیده باشند، با این جورتبریک گفتن آشنا هستند ولی بی تردید این جور تبریک بهترین عنوان برای پستی هست که از تولد هانا بانو تا الان، نوشته نشده بود . خلاصه این که تولد هانا بانو و عید شما و همه یک جا مبارک.

جشن تولد هانا بانو که یک روز برای بزرگتر ها ویک روز برای کوچک ترها برگزار شد، خوش گذشت.(به ما که خوش گذشت، مهمانها هم به ما گفتند خوش گذشت. راست و دروغش را باید دوباره از خودشان پرسید.)

آذین بندی درو دیوار به بوسیله تعداد متنابهی زنگوله و فانوس کاغذی و بادکنک و بدون استفاده از هرگونه چسب و به صورت کاملا طبیعی نصب و راه اندازی گردید. در روز اول تعدادی از مهمانان که زیادی حرف گوش کن بوده و راس ساعت 5 در محل حضور به هم رسانیده بودن شانس مشاهده و ملاحظه بخشی از اجرای تزئینات را به صورت زنده داشتند. این برنامه با ترکش چند بادکنک در حال باد شدن از هیجان خاصی برخوردار بود! ناگفته نماند که تمام کاغذ کشی ها و فانوس ها و حتی تعدادی از بادکنک ها یاد گار دوران کودکی مامان پانی بود که به همت موسسه حفظ و نشر میراث خانوادگی یا به اختصار همان مامان شهلا در اختیار برگزارکنندگان جشن قرار گرفت!

در روز نخستین جشن تولد،هانا بانو به اصرار و ابرام مهمانان که یکپارچه در حال تشویق بودند کلی در سبک مخصوص به خودشان (نشستنکی ) حرکات موزون  فرمودند. روز دوم هانا یک کمی جدی بود که آخرش نفهمیدیم چرا؟! موقع بریدن کیک روز دوم آرینا خانوم، دوست عزیز هانا بانو،قبل از بریدن کیک طاقت نیاورد و با انگشت گوشه کیک را یواشکی افتتاح کرد . پسر عمو سهند هم که نگران شده بود مبادا سرش بی کلاه بماند و می خواست مبادی آداب هم باشد یک قاشق پیدا کرد و شروع کرد به در آوردن چش و چال کیک بی نوا!قیافه  هانا بانو هم در این موقع مطابق عکس پیوست بود.خلاصه این که خوش گذشت.

عید هم که با همه قشنگی و تازگی آمد و مامان پانی طبق معمول سفره هفت سین قشنگی چید . این سفره هفت سین در داشتن شمع با کیک تولد مشترک بود وشاید برای همین بود که وقتی به هانا می گفتیم “عیدت مبارک” می گفت:”فوت، فوت”. راستی ناگفته نماند که هانا علاوه بر تکاندن خانه در مراسم خانه تکانی هم  نقش پر رنگی داشت . گرد گیری وتی کشیدن زمین امسال با هانا بود.

عید برای همه ما فرصت خوبی بود برای کنار هم بودنو علاوه بر  بازدید کردن برای بازی کردن، پارک رفتن و البته خوابیدن. خلاصه این که عید هم خوش گذشت.

راستی امروز که بیست وسوم فروردین سال 88 بود هانا جواب یک سئوال دیگه رو یاد گرفت:

- اسم شما چیه؟

- هانا.

 

Share

PostHeaderIcon فقط یک ماه مونده به یک سالگی هانا بانوی ما

2008-12-25 2008-12-17 2008-12-10 2008-11-16

 

حالا دندون سومش هم بیرون اومده، تخت گاز تموم خونه رو نشسته چرخ می زنه ، با انگشت چراغ و بابا حامد رو نشون می ده ، عروسک هاش رو با مهربونی ناز می کنه و کلی شیرین بازی های دیگه که مامان پانی و پدر حامد دیوونشن!

Share

PostHeaderIcon هانا بانوی ما نه ماهه شد

  2008-09-19 2008-10-17 2008-10-31 2008-10-31a

هانا بانوی ما نه ماهه شد. حالا دوتا  دندون کوچولو داره ، روروئک سواری می کنه ، دس دسی ،سر سری ، دالی موشک بازی می کنه و تازگی بای بای کردن مقدماتی رو پیش مامان پانی گذرونده. هنوز حاضر نشده موقعیت نشستنکی رو کنار بگذاره (مبادا که پا هاش بسابه ) ، و همون جور نشسته دور درجا می زنه و اگه لازم بشه مسافتی حدود چند ده سانتیمتر رو به دنبال یک عروسک می ره! دس دسی کردنش از این بابت که میدونه موقع خوندن شعر یا موسیقی باید دست بزنه  خیلی جالبه . هفته پیش تولد خاله پریسا چنان حرکات موزون  خاله جانشو مورد تشویق قرار داد که نگو ونپرس.

خوب این هم از احوالات هانا بانوی عزیز ما. از آنجا که مدتی است سایت هانا بانوبه روز یا همون آپدیت  نشده بود و عکس های بانوی ما به رویت هواداران نرسیده بود اعتراضات و حتی تهدیداتی از سراسر دنیا ارسال شده بود که  بانوشتن این پست خیالمان راحت شد. عمو محسن هم که گرافیک سایت را خوشگل کاری کرده و حسابی همه چیز رو به راه است .

Share

PostHeaderIcon

2008-07-04_هانا بانو در2008-08-01_هانا بانو در 2008-08-06_هانا بانو در 2008-08-14_هانا بانو در

خوب ، هانا بانو دیگه اونقدر بزرگ شده که خودش رو امشب شریک ساندویچ کالباس  پدر حامد کرد! تازه شراکتش کاملاً عادلانه بود ، یک گاز پدر حامد ، شونزده تا گاز هانا بانو!(البته گاز هانا ­بانویی یا همون لیس، و بماند که پدر حامد خیلی کلکه و فقط نون گوشه ساندویچ رو به هانا بانو داد و به جای نوشابه ،آب جوشیده!)

اونقدر بزرگ شده که در کلیه بحث ها و مناظره ها شرکت می کنه .موقع صحبت کردن دوتا بزرگتر کاملا مودبانه اول گوش میده ( اندکی ) بعد کمی های و هوی و اوهوی می کنه و اگه هنوز روی صحبت به سمت ایشون نباشه با چند سرفه شیر فهم می کنه که بنده برگه چقندر نیستم و یالا با من صحبت کنید.  

خلاصه دخملکه بازیگوش ما حسابی بزرگ شده . یه چیزی بزرگتر از شش ما ه ونیم.

 

Share

PostHeaderIcon مبارک باشه

هانا بانوی 4 ماهه و روباه بیچارههانا بانوی 4 ماهه 

 

هانا بانو دیروز یعنی نهم خرداد چهار ماهه شدند!

4 ماهگی مبارک باشه .

 

Share
May 2012
S S M T W T F
« Aug    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031